عنوان : قتل از روي ترحم در مذاهب پنجگانه

دانشگاه آزاد اسلامی

پایان نامه ارشد رشته حقوق

با موضوع :

قتل از روي ترحم در مذاهب پنجگانه

پایان نامه

بخش هایی از متن پایان نامه :

(ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده :

قتل از روي ترحم از موضوعاتي می باشد كه خصوصا در نيم قرن اخير مورد بحث محافل حقوقي٬ پزشكي اخلاقي و مذهبي قرار گرفته می باشد. قتل ترحم آميز يعني كشتن عمدي بيمار لاعلاج توسط پزشك به انگيزه رهايي از درد.

قتل ترحم آميز از منظر اديان بزرگ الهي مانند اسلام توجيهي ندارد. زیرا حق حيات٬ يك حق الهي می باشد و از آنجايي كه زندگي مقدس می باشد٬ هيچ چيزي حتي بيماري و درد نمي تواند آن را توجيه كند. به گونه كلي همه فقهاي اسلامي اتفاق نظر دارند كه اذن بيمار به پزشك گناه او را ساقط نمي كند زیرا اين اقدام حرام می باشد. ولي در مذاهب خمسه٬ فقهاء در ميزان تاثير رضايت و اذن بيمار به پزشك٬ و قتل ناشي از ترك فعل در سقوط قصاص و ديه اختلاف نظر دارند. در حقوق كيفري ايران نيز نص صريحي در مورد رضايت به قتل وجود ندارد و در خصوص قتل با رضايت مجني علي و قتل ناشي از ترك فعل بين حقوقدانان اختلاف نظر می باشد. مهمترين يافته هاي اين پژوهش از نظر نگارنده عبارتند از:

  1. اذن بيمار نمي تواند مسقط قصاص باشد.
  2. قتل ترحم آميز با قوانين بين الملل حقوق بشر مغاير می باشد و به گونه مطلق حيات را مورد حمايت قرار داده می باشد.
  3. به دليل عدم انطباق ماده 268 قانون مجازات اسلامي با قتل از روي ترحم به اذن بيمار از نظر حقوقي مجازات قصاص منتفي نمي گردد.

واژه هاي كليدي: قتل ترحم آميز٬ اتانازي٬ مجني عليه٬ فقه٬ قصاص.     

 مقدمه

 اتانازي يا قتل ترحم آميز به منزله پديده اي می باشد كه جامعه انساني خواه ناخواه با آن دست و پنجه نرم مي كند٬ يكي از مقوله هاي مورد مطالعه حقوق پزشكي می باشد كه از اهميت قابل توجهي برخوردار بوده و آگاهي بخشي به جامعه پزشكي در اين خصوص و به ويژه رويكرد اتخاذي تقنيني قانون گذار كشورمان در اين ارتباط به پزشكان در زمره اهداف نخستين اين شاخه حقوقي می باشد. هر چند پيشرفت هاي نوين علم پزشكي٬ زمينه معالجه و درمان بسياري از بيماريهاي لاعلاج و صعب العلاجي كه تا ديروز بيماران را به كام مرگ مي كشاند فراهم كرده می باشد٬ اما اين پيشرفت ها هیچگاه نقطه پاياني بر درد و رنج بشر و بيماري هايي كه گريبانگر اوست نمي باشد. هر روز شاهد مرگ هزاران انساني هستيم كه به علت ابتلا به بيماري هاي مجهول و ناشناخته٬ اميدي به نجات و بهبودي آنها نيست. پزشكي كه مي داند دردي جانكاه همه وجود بيمارش را فرا گرفته و ديري نخواهد پاييد كه مرگ گريبانگر بيمار خواهد گردید٬ در حاليكه بيمار از پزشك معالج مي خواهد كه به درد و رنج غير قابل تحمل او پايان بخشد و در مواردي هم بدون درخواست او صورت ميگيرد٬ اينها موضوعاتي هستند كه در محافل    حقوقي٬ پزشكي٬ اخلاقي و مذهبي مطرح مي باشند. و ديدگاه هاي متفاوتي بين متخصصان علم اخلاق٬ پزشكان٬ حقوقدانان و عالمان مذهبي كشورهاي مختلف با در نظر داشتن نظام   فرهنگي٬ ديني و غيره … حاكم بر آنها هست. و هر يك از بعد تخصصي خود به بررسي موضوع پرداخته اند. بنابراين گذشته از ابعاد اخلاقي موضوع٬ مطالعه قتل از روي ترحم در مذاهب خمسه (شيعه٬ حنفيه٬ مالكيه٬ حنبليه٬ شافعيه) و بررسي مسؤليت ناشي از قتل ترحم آميز به ويژه با رويكرد جديد قانون گذار ايران٬ ضرورتي اجتناب ناپذير می باشد. از اين رو در اين تحقيق آغاز٬ مفهوم قتل ترحم آميز و انواع آن را مورد بررسي قرار مي دهيم و سپس با نگاهي تطبيقي نسبت به موضوع٬ به تشريح قتل ترحم آميز از ديدگاه مذاهب خمسه و حقوق جزاي ايران خواهيم پرداخت.

1-1- كليات

1-1-1- بيان مساله

قتل از روي ترحم از موضوعاتي می باشد كه خصوصا در نيم قرن اخير مورد بحث محافل    حقوقي٬ پزشكي٬ اخلاقي و مذهبي قرار گرفته می باشد. هدف اصلي از ارتكاب اين نوع قتل رهانيدن بيمار صعب العلاج از درد و رنج مي باشد و بدين خاطر اتانازي به معناي قتل ترحم آميز يا مرگ آسان به كار مي رود (بسامي٬ ٬1388 ص 23 ).

موضوع مورد بحث در اين تحقيق٬ بررسي جنبه هاي فقهي اين نوع قتل در مذاهب خمسه و جنبه هاي حقوقي آن در كشور ايران مي باشد 

انواع قتل ترحم آميز:

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

تقسيم بندي دقيقي از انواع قتل ترحم آميز وجود ندارد ولي غالبا به دو دسته كلي طبقه بندي مي گردد : 1. اجباري٬ داوطلبانه (اختياري)٬ غير داوطلبانه (غير اختياري) 2. فعال٬ غير فعال.

اما برخي خودكشي به كمك پزشك را قسم ديگري از قتل ترحم آميز مي دانند لذا قتل ترحم آميز را به دو نوع كلي تقسيم مي كنند : 1. مستقيم 2. غير مستقيم . بدين نحو كه قتل ترحم آميز مستقيم وغير مستقيم به تأثیر كسي كه اقدام كشتن را انجام مي دهد تصریح دارد٬ چنانچه پزشك خود اقدام به كشتن بيمار نمايد اين قتل ترحم آميز مستقيم می باشد اما اگر وسايل خودكشي را در اختيار او قرار دهد قتل ترحم آميز غير مستقيم می باشد (بسامي٬ ٬1388 ص 36).

  1. قتل ترحم آميز فعال : اين نوع قتل به صورت انجام يك فعل ارتكاب مي يابد به عبارتي پزشك اقدام مثبتي را در جهت سلب حيات از بيمار انجام مي دهد مثل تزريق آمپول كشنده به او.
  2. قتل ترحم آميز غير فعال : اين نوع قتل به منع يا دريغ داشتن درمان حفظ كننده حيات تصریح دارد (ترك فعل). مثل امتناع از دادن دارو به بيمار (بسامي٬ ٬1388 ص 28 ).
  3. قتل ترحم آميز اجباري : اين نوع قتل ترحم آميز زماني اتفاق مي افتد كه بيمار به گونه واضح و آشكار از مردن امتناع مي ورزد اما درخواست او پذيرفته نمي گردد (بسامي٬ ٬1388 ص 39 ).
  4. قتل ترحم آميز اختياري : اين نوع قتل داوطلبانه يا ارادي نيز ناميده مي گردد و آن زماني می باشد كه بيمار آنرا درخواست مي كند .
  5. قتل ترحم آميز غير اختياري : اين نوع قتل غيرداوطلبانه يا غيرارادي نيز ناميده مي گردد و آن زماني اتفاق مي افتد كه به علت وضعيت خاص بيمار٬ قادر به اطلاع يافتن از خواسته او نيستيم و در واقع به كشتن بدون خواسته بيمار تصریح دارد (بسامي٬ ٬1388 ص40).

حال اين سوال مطرح می باشد كه آيا رضايت بيمار به قتل خويش اين حق را براي پزشك ايجاد مي كند كه اقدام به سلب حيات او نمايد ؟

درحقوق جزاي ايران اصولا به خاطر حفظ نظم عمومي جائي براي معافيت از مجازات نيست و حق مجازات از حقوق عمومي می باشد٬ پس رضايت مجني عليه رافع تقصير مرتكب نيست(گلدوزيان٬ ٬1384 ص 147 ).

البته جنبه هاي استثنايي رضايت مجني عليه٬ به جهات ديگري وضع شده و از نظر حقوق دانان و قانونگذاران در اين موارد به هر ترتيب بايد به نظر مجني عليه تکریم گذاشت. يكي از اين موارد ماده 268 قانون مجازات اسلامي می باشد. ماده (268) بيان مي كند : ((چنانچه مجني عليه قبل از مرگ٬ جاني را از قصاص نفس عفو نمايد حق قصاص ساقط مي گردد و اولياي دم نمي توانندپس از مرگ او مطالبه قصاص نمايند)). البته ماده (612) ق. م. ا٬ را نبايد دور از ذهن داشت٬ اين ماده بيان مي دارد در صورت قصاص نشدن عامل قتل عمد و وجود بيم تجري مرتكب٬ مجازات مقرر سه تا ده سال مد نظر قرار مي گيرد. البته در اتانازيا از طرفي با در نظر داشتن انگيزه عامل٬ مي توان مطرح كردن ماده(612) را بدون وجه دانست (غمامي٬ ٬1384 ص 69 ).

در دين اسلام اعتقاد بر اين می باشد كه هنگام بروز مصايب و گرفتاريها خداوند با رحمت خود ما را به صبر دعوت مي كند لذا هرگونه اتانازي و خودكشي مردود می باشد. بنابراين٬ اين موضوع از دو جهت٬ حكم وضعي و حكم تكليفي قابل بررسي می باشد :

  1. حكم تكليفي : مقصود از حكم تكليفي٬ جواز می باشد٬ يعني آيا چنين قتلي جايز می باشد يا جايز نيست ؟ آن چیز که كه از كلمات فقها فهميده مي گردد اين می باشد كه اين فعل٬ زیرا به حيات يك بشر پايان مي دهد٬ به هر دليلي كه باشد حرام می باشد (اسلامي تبار و الهي منش٬ ٬1386 ص 183). 2. حكم وضعي : مقصود از حكم وضعي حق قصاص و ديه می باشد٬ يعني آيا با اذن مقتول قصاص و پرداخت ديه از قاتل ساقط مي گردد يا خير ؟ دو نظريه هست : نظريه اول مبتني بر سقوط حق قصاص و ديه مي باشد (اسلامي تبار و الهي منش٬ ٬1386 ص 204 ). مانند قائلين به سقوط قصاص با اذن به قتل در فقه اماميه٬ محقق حلي می باشد كه مي فرمايد: قصاص واجب نيست چرا كه مقتول حق خود را به واسطه اذن ساقط كرده می باشد پس وارث بر قاتل تسلطي ندارد (محقق حلي٬ ٬1374ص200 ). از ديگر فقهايي كه بر اين عقيده هستند مي توان به : فاضل هندي (كشف اللثام٬ بي تا )٬ آيت الله محمد حسين شيرازي (الفقه٬ 1409ه ق٬ ص 78 ) وآيت الله فاضل لنكراني (تفصيل الشريعه في توضیح تحريرالوسيله٬ 1421ه ق٬ ص 74 ) تصریح كرد. نظريه دوم مبتني بر عدم سقوط حق قصاص با اذن به قتل  مي باشد. مانند قائلين به عدم سقوط قصاص با اذن به قتل٬ آيت الله خوئي   مي باشد كه در اين باره  مي فرمايد: دو نظريه هست اقوي ثبوت آن می باشد             (خوئي٬ ٬1422 ه ق٬ ص 18 ). در بين فقهاي اهل سنت نيز مانند اماميه در ميزان تاثير رضايت به قتل اختلاف نظر هست٬ نظر راجح در مذهب مالكيه آن می باشد كه اذن به قتل مجازات را ساقط نمي كند و قصاص از قاتل ساقط نمي گردد و نيز در قولي ديگر آمده در اين خصوص كه رضايت به   قتل٬ در اسقاط قصاص موثر می باشد يا خير شبهه هست. در مذهب شافعي دو نظر هست : 1. اذن به قتل موجب سقوط قصاص ديه مي گردد 2. اذن موجب سقوط قصاص نمي گردد. لكن نظر قوي آن می باشد كه اذن در سقوط قصاص موثر می باشد اما در خصوص ديه اختلاف نظر می باشد. در فقه حنبلي دو نظر می باشد و اظهر آن می باشد كه اذن مسقط قصاص می باشد لكن در خصوص ديه اختلاف نظر هست. در فقه حنفي هم اختلاف هست و ابوحنيفه و ابويوسف چنين نظر مي دهند كه٬ زیرا اذن به قتل شبهه می باشد٬ لذا عقوبت قصاص از جاني دفع و ديه ثابت مي گردد. اما در نظر مخالف رضايت در اسقاط قصاص تاثيري ندارد (الجزيري٬ 1419 ه٬ ص 307 ). در مجموع مي توان گفت كه فقهاء اماميه و اهل سنت در اين موضوع متفق القولندكه اذن به  قتل٬ ارتكاب قتل را مباح و جايز نمي كند و حرمت به قوت خود باقي می باشد لكن در خصوص مجازات اختلاف نظر كرده اند (بسامي٬ ٬1388  ص 168 ).

 1-1-2- سوالات تحقيق

پرسش اصلي تحقيق

حكم وضعي قتل از روي ترحم در مذاهب پنجگانه و حقوق جزاي ايران چه مي باشد ؟

پرسش فرعي تحقيق  

نظام بين المللي حقوق بشر واسناد حقوقي مربوط٬ چه ديدگاهي درمورد اتانازي دارند ؟

1-1-3- فرضيه هاي تحقيق

 از نظر اكثر فقهاي شيعه و اهل سنت اذن بيمار مي تواند مسقط حق قصاص باشد.

  1. به دليل انطباق ماده 268 قانون مجازات اسلامي با قتل از روي ترحم به اذن بيمار از نظر حقوقي مجازات قصاص منتفي مي گردد.
  2. قتل ترحم آميز با قوانين بين المللي حقوق بشر مغايراست و به گونه مطلق حيات را مورد حمايت قرار داده اند

1-1-4- سوابق مربوط

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

قتل ترحم آميز در عصر حاضر يكي از مباحث جدال برانگيز در عرصه حقوق٬ اخلاق٬ پزشكي و همچنين مذهبي مي باشد. در يكي دو دهه اخير رويكرد متفاوتي٬ در انديشه برخي انديشمندان و متفكران فلسفي٬ اخلاقي و حقوقي نسبت به اين موضوع نظاره مي گردد كه حتي مبناي قانون گذاري در برخي كشورها قرار گرفته می باشد (عباسي٬ ٬1383 ص 175 ).

تاكنون تحقيقات جامعي در خصوص آمار مربوط به اتانازي در كشور هاي زيادي منتشر يا گزارش نشده٬ كتابي جامع وكامل در ارتباط با قتل از روي ترحم در فقه پنجگانه و تطبيق آن با حقوق جزاي ايران به شكل تطبيقي و به گونه جداگانه وجود ندارد. سيمين دخت مرادي در رساله مقطع دكتري پزشكي٬ در دانشگاه علوم پزشكي به « بررسي توجه پزشكان نسبت به انواع اتانازي در بيمارستانهاي رسول اكرم (ص)٬ هفت تير و فيروزگر تهران » مي پردازد و بر آن شده تا در قالب يك طرح پژوهشي٬ توجه پزشكان را نسبت به اين مقوله تعيين نمايد كه به اختصار نتايج زير به دست آمد. اكثر پزشكان با اتانازي فعال و غير داوطلبانه و اتانازي فعال و ناخواسته مخالف بودند. همچنين در ارتباط با كاربرد اتانازي در نوزادان متولد شده با ناهنجاري شديد (66/5 درصد) نظر موافقي داشتند(مرادي٬ ٬1382 ص 66 ).

علي اكبر موسوي در رساله مقطع دكتري پزشكي٬دانشگاه علوم پزشكي شهيد صدوقي يزد به « بررسي توجه گروهي از پزشكان دانشگاه علوم پزشكي يزد به اتانازي » مي پردازد. اين مطالعه برروي 124 پزشك بود از اين تعداد35 نفر پزشك زن و 89 نفر پزشك مرد بودند. از مجموع 124 پزشك٬ 106 پزشك با مقوله قتل ترحم آميز آشنا بودند٬ 73 پزشك (1/58%) حداقل براي يك بار درخواست قتل ترحم آميز را دريافت كرده بودند. 11 نفر (9/8%) در طول دوران طبابت خود حداقل به يك مورد از انجام قتل ترحم آميز توسط ساير همكاران برخورد كرده بودند در حاليكه تنها 2 نفرسابقه انجام قتل ترحم آميز را داشتند. در مجموع 74 نفر (7/59%) مخالف قتل ترحم آميز بودند در حاليكه 32 نفر (8/25%) حداقل با يكي از اشكال 5 قتل ترحم آميز نظر موافق داشتند. اكثر موافقين كه دليل پذيرش آنرا نجات بيمار از درد و رنج غير قابل علاج اظهار داشتند. 11 نفر به دليل تکریم به آزادي فردي و حق بيمار در تعيين سرنوشت و 14 نفر جلوگيري از صرف هزينه بيهوده را دليل موافقت خود اظهار كرده بودند. در عوض مخالفين اتانازي در 54 درصد موارد٬ اتانازي را به دليل مغايرت با اخلاق پزشكي و در 9/68 درصد به دليل قتل نفس و در 4/28 درصد موارد به دليل تاثير سوء  بر روابط و اعتماد بين پزشك و بيمار رد كردند. اكثر موافقين قتل ترحم آميز (1/78%) آنها با قتل ترحم آميز از نوع غير فعال آن موافق بودند (بسامي٬ ٬1388 ص 107 ). در مطالعه اي كه در تهران كه در سالهاي 80-1379 انجام گرفت توجه پزشكان عمومي و متخصص پيرامون مسئله قتل ترحم آميز و موضوعات مرتبط با آن بررسي شده می باشد. تعداد كل افراد مورد مطالعه 321 نفر بودند٬در اين مطالعه مشخص گردید: حدود 29 درصد پزشكان با مقوله قتل ترحم آميز آشنايي نداشتند حدود 40 درصد از پزشكان حداقل با يك نوع از انواع قتل ترحم آميز موافق بودند كه نسبت به مخالفين از سن كمتر و سابقه طبابت كمتر برخوردار بودند. همچنين آقايان بيشتر از خانم ها با مقوله قتل ترحم آميز موافق بودند. اغلب موافقين با روش غير فعال قتل ترحم آميز در مورد بيماران صعب العلاج با درد و رنج شديد و بدون اميد به زندگي و نوزادان با ناهنجاري هاي شديد مادرزادي٬ و بيماران با معلوليت شديد موافق بودند و مهمترين علت پذيرش آنرا نجات بيمار از درد و رنج غير قابل درمان مي دانستند. مخالفين عمده ترين مخالفت خود را مغايرت اين امر با اخلاق پزشكي عنوان كرده و عقیده دارند اين امر بر روابط پزشك و بيمار اثر سوء خواهد داشت (تقدسي نژاد٬ ٬1382 ص 23 ). در مطالعه ديگري كه در شهر كرمان در سال 1381 انجام گرفت توجه پزشكان و دانشجويان پزشكي در زمينه قتل ترحم آميز بررسي گردید. تعداد كل افراد مورد مطالعه 136 نفر بودند. در اين مطالعه نشان داده گردید بيش از 60 درصد افراد مخالف انجام قتل ترحم آميز بودند (بسامي٬1388٬ ص 11 ).  در مطالعه ديگري كه در شهر تهران در سال 1388 صورت گرفت توجه انترنهاي دانشگاه علوم پزشكي تهران در ارتباط با اتانازي بررسي گردید. به گونه كلي 54 درصد انترنهاي دانشگاه علوم پزشكي تهران با اتانازي مخالف بودند. اين در حالي بود كه ميزان پاسخ هاي مخالف نسبت به اتانازي فعال داوطلبانه88 درصد٬ اتانازي فعال غير داوطلبانه 47 درصد٬ اتانازي غير فعال داوطلبانه 18 درصد و اتانازي غير فعال غير داوطلبانه 95 درصد بوده می باشد (طاوسيان٬ ٬1388 ص 43 ).  البته دو همايش بين المللي هم در سالهاي اخير برگزار شده كه عبارتند از :

  1. در اولين كنفرانس بين المللي «مجموعه قوانين اخلاق پزشكي در اسلام» كه توسط سازمان پزشكي اسلامي در كويت برگزار گردید و در آن بيانه اي به اين توضیح صادر گردید «هر گونه كشتن از روي ترحم٬ از قبيل خودكشي٬ جايگاهي در اسلام نداشته و تنها ملحداني دست به اين كار مي زنند كه به پوچي رسيده اند. كشتن بيماران لاعلاج به بهانه رهايي از درد و رنج نيز مردود می باشد» (اسلامي تبار والهي منش٬ ٬1386 ص 201 ).
  2. در اولين كنگره بين المللي «حقوق پزشكي» كه در آذرماه 1386 توسط دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني شهيد بهشتي در تهران برگزار گردید مطالبي در خصوص اتانازي و ديدگاه هاي مختلف كشورها٬ اديان٬ و سازمانهاي بين المللي مطرح گردید (اسلامي تبار والهي منش٬ ٬1386 ص 201 ).

1-1-5- اهداف تحقيق

  1. باز خواني مباني فقهي به مقصود پيدا كردن راه حلي براي موضوع مهم قتل از روي ترحم كه خواسته بسياري از بيماران نا اميد از زندگي می باشد.
  2. مقارنه و تطبيق كاوش هاي حقوقي جزايي با مباني فقهي در اين مسئله مهم. از آنجا كه مسئله قتل از روي ترحم يكي از موضوعات بسيار مهم امروزي می باشد و مورد اختلاف شديد صاحبنظران مي باشد و از طرفي در وضع حقوقي كشور ما هم از نقطه نظر اصل جواز يا عدم آن و هم از جهت آثار وضعي آن داراي ابهام می باشد لذا ايجاب مي كند كه پيرامون آن تحقيق جامعي صورت گيرد.

1-1-6- نوآوري تحقيق

باتوجه به اينكه موضوع٬ جديد مي باشد و در اين ارتباط مطالعه تطبيقي تمام مذاهب اسلامي و حقوق جزا صورت نگرفته می باشد٬ لذا كاري نو محسوب مي گردد.

1-1-7- دشواريهاي تحقيق

 از آنجا كه اين پايان نامه علاوه بر زمينه حقوق و فقه٬ در ارتباط با رشته پزشكي نيز          مي باشد٬ و با در نظر داشتن مشكل بودن و تطبيقي بودن موضوع تحقيق  نياز به در دسترس بودن مراكز علمي و كتابخانه هاي بزرگ و معتبر بوده٬ كه به علت دور بودن شهرستان محل اقامت اينجانب از محل هاي فوق مجبور به مراجعه به مراكز علمي و حوزوي شهرستان قم وتهران مانند دانشگاه قم٬ كتابخانه هاي آيت الله سيستاني و آيت الله مرعشي نجفي٬ دانشگاه اديان قم٬ دانشگاه شهيد بهشتي تهران٬ مركز تحقيقات اخلاق و حقوق پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي گرديدم كه حضور در اين مراكز علمي نيازمند هزينه هاي سنگين اقامت و اياب و ذهاب بوده و با در نظر داشتن اينكه اكثر منابع مورد بهره گیری٬ منابع مرجع بوده و مراكز علمي نيز از تحويل آنها به دانشجويان خودداري مي نمايند لذا مجبور به اقامت چند هفته اي در شهرهاي تهران و قم گرديدم. مشكلات ديگري از قبيل بعد مسافت بين محل زندگي نگارنده و اساتيد محترم راهنما و مشاور جهت مشورت و وجود منابع به زبان عربي كه فاقد ترجمه فارسي بوده و نياز به ترجمه موضوعات انتخابي مربوط به پايان نامه را كه نيازمند صرف زمان زيادي بود را داشتم و فاصله بين كتابخانه ها و دانشگاهها و مشخص بودن زمانهاي محدود بهره گیری از اين مراكز علمي و تحقيقاتي و به علت تحويل ندادن منابع مرجع مجبور به نكته برداري شده كه اين موضوع به علت نبودن محل اسكان مشخص نياز به زمان زيادي داشته كه نيازمند هزينه هاي سنگين جهت بهره گیری از مراكز علمي بوده می باشد.  

تعداد صفحه :117

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان